قبلا ها وقتی یکی بهم می گفت که من Lost رو دنبال می کنم من تو دلم پشت چشم نازک می کردم و می گفتم این ایرانیهای جو زده بعد از Friends اومدن سراغ این. آخه یه بار یه نفر که برا اولین بار میدیدمش برای دلبری با یک لهجه رو به انگلیسی ناز دار بهم گفت : ما خانوادگی Friends بازیم!!
خلاصه داشتم می گفتم که من Lost باز نبودم ولی نمی دونم چرا اینطوری شد. البته من فقط همین سری آخرشو دیدم خدا رو شکر. فکر کنم چیز زیادی هم از دست ندادم. آخه این چه وضعشه که وقتی سریال تموم می شه چنان می مونی تو خماری که حاضری هرچی داری بدی که بدونی بعد این صحنه چی شد. بدتر از همه اینکه هفته بعد می بینی که اتفاق خاصی هم نیافتاده بوده؛ اما دوباره گول می خوری و لحظه آخر با دهن باز بغل دستیت رو نگاه می کنی و می گی کی هفته دیگه می شه؟ و از ته دل آرزو می کنی که هرچه زودتر جمله دلنشین Previously on LOST رو دوباره بشنوی.... .آره؛ اینطوری شد که ما خانوادگی LOST باز شدیم.
امان از رفیق بد
.
دیشب LOST دوقسمتی با همت سام جان دانلود شد و ما خوشحال نشستیم پاش. انقدر عملمون سنگین شده که نمی تونیم وایسیم با تاخیر از تلوزیون ببینیم 
اگه قسمت آخر این سری رو ندیدید از اینجا به بعدشو نخونید لطفا .... (منم توهم زده ام که این وبلاگ خیلی مخاطب داره ارواح عمه م)
آقا از در و دیوار اتفاقهای بی ربط می ریخت ها!! انقد فلاش بک زد و روایت کرد و رفت عقب و اومد جلو که حد نداشت . این ملت دیگه ای هم که تو جزیره اند به غیر از کاراکترهای اصلی همگی چغندر اند و یکی به جان لاک نمی گه واسه چی ما رو گشنه و تشنه لای سنگ و سولاخ می کشی اینور و اونور. از همه جالب تر که تو جنگل به این گندگی ملت همچین بدون GPS همو پیدا می کنن و جلو هم سبز می شن که انگار تو طالقون اند. این دکتر جک که کلا چلمنه؛ وایساد سعید بدبخت تیر خورد شیکمش پاره شد بعد انداختش تو ون و بعد از پریدن از رو صدتا دست انداز تا چشمش به کیت افتاد؛ پیاده شد یه دل سیر از جیمز کتک خورد. کیت هم مثل همیشه با کله کج و موی یوری تو همه صحنه ها حضور فعال داشت...
یادش بخیر وقتی من راهنمایی بودم تو همه عکسها کله ام رو کج می کردم که موهام یور شه خوشگل بیافتم حالا هرکی عکسهای اون موقع رو نگاه می کنه بهم می خنده.
درک نمی کنن که چقدر این حرکت آرتیستی و لونده دیگه!! ...
خلاصه آخرش مخالفان و موافقان دست به دست هم بمب هیدروژنی رو انداختند تو چاه. اما عمل نکرد!!! ... یهو چاه شد آهنربا و قاطی آت و آشغالها خانم جولیت رو هم کشید پایین. کیت با کله کج خواست کمکش کنه جیمز هم اومد دستی بهش زد ولی در یک حرکت تایتانیکی جولیت ول شد پایین و چاه خیالش راحت شد و دیگه چیزی رو نکشید. وقتی همه رفتند ما دیدیم که خانم جولیت در کنار بمب صحیح و نمیه سالم دراز کشیده. اینطوری شد که این خانم فهمیده با یه سنگ قد کف دست چهارتا ضربه ضد تو سر بمب و اون بمبی که با افتادن ته چاه ویل منفجر نشده بود با چندتا فحش و تو سری ترکید..... و صجنه سفید شد ....
من دوباره با دهن باز و نگاه ملتمس خیره به تلوزیون بودم که سام گفت: به این ترتیب رفتیم تا نه ماه بعد!!!!
.... بله این بود قسمت آخر این سری و ما موندیم با انبوهی سوال بی جواب. از همه مهمتر اینکه اینایی که قرار نبود بمیرند و مردند چطوری قراره زنده بشند؟
حالا اینو بگم که این وسط مسطا بن لاینس که بخاطر گوش کردن به حرف ژاکوب دختر خودش رو هم قربانی کرده بود؛ تو یه حرکت انتحاری زد ژاکوب رو کشت؛ بعدش با لگد جان لاک انداختنش تو آتیش. اونم عین این ژاغال مرغوبها سریع شعله ور شد.....
البته سوال اصلی من اینه که ریچارد این وسط چیکاره ست؟؟؟ 