اینجا ایران است
با چه بدبختی تونستم از این شرکتم یه نامه سابقه کار بگیرم ... حالا که نامه رو گرفتم می بینم نه اسم مدیرم (employer) رو توش نوشته نه حقوقم رو و نه اینکه تمام وقت اینجا کار می کنم ... هرکار کردم نتونستم راضیشون کنم که اسم مدیر و حقوقم رو وارد کنند ... گفتم سگ خور! حداقل بنویسید که من تمام وقت بودم ، تازه از تاریخ نامه تا الان یه ماه گذشته! نامه رو به تاریخ امروز بنویسید.... حالا می بینم که اینکار رو هم نمی کنند ... مرتیکه احمق گفته یه بار نوشتیم دیگه نمی شه!!! حالا می فهمم تو این شرکتهای دولتی چرا همیشه بخوربخوابه و همه می خوان شرکته رو یه جور بچاپن ... چون احمقا کاری می کنند که آدم از محل کارش متنفر بشه .... من الان واقعا دیگه واسه امروز نمی تونم کار کنم... میرم اینترنت گردی و به کارای شخصیم می رسم .... حالشو می برم و پولشو می گیرم .... خاک تو سرم که از صبح تا حالا داشتم واسه درست کردن یه قرارداد و نجات دادن 6ملیون پول شرکت هرس می خوردم ... اینا که حاظر نیستند برای کارمندشون یک ثانیه وقت بذارن و یه امضا رو تکرار کنند .... الان که دارن دولا راست می شند و به قول خودشون نماز می خونند چی رو می خواند ثابت کنند؟ اینکه آدمند؟ اینکه خوبند؟ اینکه پاکند؟ اینکه آهای مدیر نیگاه کن! من یه مومن معتقدم و تمام اون کثافتکاریایی که تو می کنی رو منم تکرار می کنم؟ منم تو راه توام منم بلدم رو گهی که تمام وجودم رو گرفته یه پارچه تمیز بکشم .... اما نمی دونند این پارچه ای که سالها دور خودشون کشیدن دیگه مستهلک شده دیگه از لای درزش اون گهه معلومه و بوی گندش عالم رو پر کرده ...
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۸۵ ساعت 13:25 توسط
|