تمدید ویزای دانشجویی
امروز رفته بودم اداره مهاجرت شعبه ملبورن. به این ترتیب که سوار قطار شدم و تو ایستگاه پارلمنت پیاده شدم و بعد پیمودن یک عالمه پله برقی رسیدم به یک چهارراه دلگشا و یک ساختمان با عزمت با سردر مزین به کانگرو و شترمرغ. البته کمک زیادی بهم نکردند و گفتند که سوالات ویزا رو تلفنی جواب می دند. سوال من در مورد ویزای دانشجویی بود.
چون ایران تو assessment level 3 قرارداره برای گرفتن ویزا باید ساپورت مالی داشته باشی و برای تمدید ویزا هم همینطور. اگر بخوای دوره ات رو طولانی کنی باید دوباره سه ماه قبل تشکیل پرونده به اندازه پول دوره ات و هزینه مدت زمان اقامت پول تو حساب ساپورت داشته باشی البته برای کسایی که خارج از اینجان پول بلیط هم به این مبلغ اضافه می شه. این حساب می تونه مال خودت یا هر کس دیگه باشه که زمان تشکیل پرونده تعهد می ده که ساپورت مالی می کنه. برای من که اینجام دیگه ماجراهایPVA لازم نیست ولی باید اول پول دانشگاه رو پرداخت کنم و با داشتنECOE - قبل از اتمام مهلت ویزام- تشکیل پرونده بدم.
شنیدم که به PR یک نفر که بعد سپتامبر پارسال اقدام کرده بوده یک ساله اومده. خیلی خوشحال شدم و امیدوارم که احتمالا پرونده منم به زودی حرکتی به خودش بده.
الان دوماهه که من اینجام. هنوز کارم به دلتنگی نکشیده و امیدوارم حالا حالا ها هم نکشه. احساس آرامشی که اینجا دارم در مقایسه با اونهمه استرسی که لحظه لحظه تهران بهم وارد می کرد مثل رویا می مونه. اینجا تو خیابون که راه می رم حس آرامش خونه رو دارم و لذت می برم. خیلی خوبه که هیچکس جرات نداره با وقاحت به ادم نگاه کنه چه برسه به اذیت کردن. امروز برای اولین بار رفتم برای خودم مغازه تموشا و بالا پایین کردن لباس و پرو کردن و خرید هوسی. کم کم می تونم بگم منم یکی ازاهالی ملبورنم![]()
راستی اونکه تو AFL قهرمان شد تیم محلهء ما بود ها!! وقتی ریخته بودن تو خیابون و شادی می کردن اصلاً یاد شادی های فوتبال تو ایران نیافتادم چون تقریبا هیچ پلیسی اون دور و بر نمی دیدی. و البته تو سر و صدا کردن و بوق زدن اصلاً خلاقیت ایرانیها رو نداشتن حتا بلد نبودن یه بیبیب بیب ساده عروسی بزنن چه برسه به بوق فوتبالی!!!
هوای اینجا هنوز یکدست گرم نشده و برای بیرون رفتن حتما باید لباس خنک و عینک آفتابی و چتر و پلیور یا ژاکت همراه داشته باشی.![]()