الان: ۱۸ مارچ ۲۰۰۹ ساعت ۴:۳۲ بعدازظهر      

سوال: (با هیجان) یه زلزله دیگه!!! حس کردی؟ 

جواب: ممم هممم ...... خخخخخخ ....پفففففف

بعد از آتیش سوزی چشممون به زلزله روشنه.

هربار که تو تهران زلزله اومده من یا خواب بودم یا تو راه. یه بار هم تو تله کابین بودم. خلاصه که هیچوقت زلزله رو حس نکرده بودم و همیشه ازش می ترسیدم. وقتی داشتم میومدم اینجا شنیدم که استرالیا یکی از امن ترین جاها از نظر زلزله ست. ولی می گن زندگی تو غربت پر از تجربه های جدیده ....

دوازده روز پیش یعنی ششم مارچ نشسته بودم جلو تلوزیون که حس کردم انگار یه آدم خیلی چاق داره خودشو می کوبه به دیوار خونه. اون زلزله شدیدترین زلزله تو سه دهه اخیر ویکتوریا گزارش شد که اندازش  ۴.۶ به وسعت ۹۶ کیلومتر بود. همین سه دقیقه پیش هم دوباره خونه لرزید ولی اینبار حس کردم که آدم چاقه داره بالا و پایین می پره. مدتش هم طولانی تر بود. حالا ببینیم اینیکی چقدر گزارش می شه.

فکر کنم من اولین کسی باشم که خبر این زلزله رو دارم مخابره می کنم. حداقل اولین کسی ام که این خبر رو دارم به زبان فارسی مخابره می کنم.